محمد حکم‌آبادی نویسنده کتاب «عملیات احیا» که امسال در بخش مستندنگاری جایزه جلال آل احمد تقدیر شد از «روایت پیشرفت» و وضعیت این حوزه گفت. او اظهار کرد: مهم‌ترین شخصیتی که در این حوزه ادبیات‌سازی می‌کند، مقام معظم رهبری است. محسن فاطمی‌نژاد: «تنها تأسّفی که من دارم این است که این پیشرفتها برای مردم توضیح […]



محمد حکم‌آبادی نویسنده کتاب «عملیات احیا» که امسال در بخش مستندنگاری جایزه جلال آل احمد تقدیر شد از «روایت پیشرفت» و وضعیت این حوزه گفت. او اظهار کرد: مهم‌ترین شخصیتی که در این حوزه ادبیات‌سازی می‌کند، مقام معظم رهبری است.

محسن فاطمی‌نژاد: «تنها تأسّفی که من دارم این است که این پیشرفتها برای مردم توضیح داده نشده و مطمئنّاً اکثر افراد کشورمان از این تلاشهایی که انجام گرفته و توفیقاتی که به دست آمده و ابتکاراتی که از نیروهای انسانی نخبه‌ ما سر زده، بی‌اطّلاعند.» این بخش آغازین صحبت‌های رهبر معظم انقلاب در دیدار تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی است که دقیقاً یک روز بعد از بازدید چهارساعته ایشان از نمایشگاه توانمندی‌های تولید داخلی در محل حسینیه امام خمینی(ره) انجام شد.

بیان این جملات آن هم در بخش ابتدایی سخنرانی رهبر انقلاب نشان می‌دهد که یکی از مهم‌ترین کشمکش های حوزه پیشرفت در کنار همه مسائل نرم افزاری و سخت افزاری‌اش، خودِ مسئله روایت آن است. به همین جهت تصمیم گرفتیم در مجموعه گفت‌وگوهایی با صاحب نظران در این حوزه، «روایت پیشرفت»  و چالش های پیش روی آن را مورد بحث و بررسی قرار دهیم. گفت‌وگو با محمد حکم‌آبادی نویسنده کتاب «عملیات احیا» که امسال در بخش مستندنگاری جایزه جلال آل احمد برگزیده شد نیز در همین راستاست. در ادامه بخش اول این گفت‌وگو را می‌خوانید.

من با دقت سابقه جایزه جلال را بررسی نکرده‌ام ولی به نظرم می‌رسد جایزه کتاب شما باید اولین جایزه در حوزه ادبیات پیشرفت باشد.

اگر ادبیات پیشرفت را روایت رشد علم و فناوری بنامیم و با این تعریف، از سابقه برگزیده شدن کتابی در این خصوص صحبت کنیم،  پیش از «عملیات احیا»، کتاب «سلول‌های بهاری» در بخش «نگاه نو» برگزیده شد. تنها کتاب تاریخ شفاهی پیشرفت که تا به حال در بخش اصلی جایزه جلال توانسته است نامزد این جایزه و شایسته تقدیر بشود، کتاب «عملیات احیا» بوده است.

«عملیات احیا» جایزه کتاب سال دانشجویی را هم گرفت، در جایزه شهید غنی‌پور هم نامزد شده بود و در کمتر از یک سال به چاپ سیزدهم رسید که نشان دهنده استقبال نسبتاً خوبی است که البته در مقایسه با سایر کتب این مسئله به خوبی نشان داده می‌شود.

منظورتان با آثاری در ژانر روایت و ادبیات پیشرفت است؟

هم در ژانر پیشرفت و هم در ژانر تاریخ شفاهی. چه بسا با رمان هم بشود آن را مقایسه کرد. مثال بخواهم بزنم یکی از رمان های برگزیده جلال که اثر فوق العاده ای هم هست، تا این لحظه به چاپ سوم رسیده است، پس رسیدن به چاپ سیزدهم برای کتابی در این حوزه، خوب به شمار می رود.

اینجا سوال پیش می آید که آیا در حوزه پیشرفت آنقدری  اثر تولید شده که ما بتوانیم بگوییم حالا ما با در این حوزه حائز ادبیات هستیم؟

سر ادبیات و ادبیات سازی حرف و اختلاف نظر است. ممکن است من بیایم و بگویم که «عملیات احیا» ادبیات است و ممکن است که کسی ادعا کند که ادبیات نیست. تعریف ها از ادبیات متفاوت است. به نظر من «ما نمی توانیم» یک ادبیات است، در حالی که کتابی هم ندارد. غرب آمده و این ادبیات را که مثلاً ایرانی نمی تواند یک آفتابه را هم بسازد، این ادبیات را بین مردم رواج داده است. حالا یک عده ای آمده اند و دارند ادبیات «ما می توانیم» را در جامعه گسترش می دهند. گفتمان «ما می توانیم» یک ادبیاتی دارد و به نظرم در راس تولیدکنندگان ادبیات در این حوزه نیز مقام معظم رهبری است. من یکی دو جای دیگر هم گفته ام که اگر تاکیدهای رهبر انقلاب به پیشرفت و جهاد تبیین نبود، منِ محمد حکم آبادی هیچ وقت کتاب زندگی شهید مدافع حرم و فلان آیت الله را رها نمی کردم تا بیایم و سر صنعتی بروم که هیچ میانه ای با آن نداشتم. آن چیزی که به محمد حکم آبادی اولویت می دهد که سوژه زندگی شهید مدافع حرم را که در حال نوشتن آن هستم برای مدتی رها کنم و سراغ روایت پیشرفت بروم، صحبت های مقام معظم رهبری است. پس به نظرم اینکه شما از ادبیات پیشرفت حرف می زنید، مهم ترین شخصیتی که در این حوزه ادبیات سازی می کند، مقام معظم رهبری است. البته شاید قید متاسفانه را نیز باید اینجا بزنیم چرا اینقدر ادبیاتی های ما در این حوزه بیکار نشسته اند که خود آقا وارد میدان شده و دارند تولید ادبیات می کنند. به همین خاطر است که اگر بگویم همه این کتاب «عملیات احیا» مدیون صحبت های مقام معظم رهبری است، سخن گزافی نگفته ام.

سوال من ناظر بر تعداد آثار در این حوزه بود؛ اینکه آیا ما اصلاً آنقدر اثر در این حوزه داریم که بگوییم ما الآن ادبیات پیشرفت داریم؟

گفتم که این یک اختلاف نظر است و من از این جهت سوال شما را قبول ندارم. اینکه بگوییم آیا ما اصلاً این تعداد محصول داریم که بعد بخواهیم بگوییم ادبیاتش را داریم. مگر به تعداد محصول است؟ ممکن است یک کتاب باشد ولی همان یک کتاب ، ادبیات سازی کند. ممکن است ۱۰۰ کتاب بیرون بیایند ولی این ۱۰۰ کتاب، حرکتی را ایجاد نکنند. حالا ۱۰۰ تا کتاب چاپ شده ولی ادبیاتی شکل نگرفته است. به همین جهت است که می گویم با یک کتاب شاید ادبیاتش تولید شده باشد.

چند وقت پیش یکی از اساتید رمان، آقای محمد خسروی راد در جلسه نقد کتاب در مشهد گفت که به نظرش کتاب «عملیات احیا» از حالت گزارش و روایت فراتر آمده و قدم در عرصه ادبیات گذاشته است، هر چند که عمیق نیست. ایشان می گفت که این کتاب تازه در حوزه ادبیات پیشرفت پاگذاشته است.

مدتی قبل نیز آقای مرتضی سرهنگی به من زنگ زد و راجع به کتاب صحبت می کردیم، یک جمله ایشان می گفت که خیلی جمله طلایی بود. لا به لای صحبت ایشان که حدود ۱۰ دقیقه طول کشید به من گفت که نقش ادبیات در جنگ اقتصادی چیست و اصلاً ماموریتش چه باید باشد. منظور ایشان این بود که «روایت پیشرفت» یکی از این ماموریت هاست، یعنی یک نقش ادبیات در جنگ اقتصادی، روایت پیشرفت است.

من هم این دیدگاه شما را قبول دارم ولی منظورم را شاید با گفتن یک مثال بتوانم بهتر برسانم. برای مثال جنگ تمام می شود و جمعی از جمله آقایان بهبودی و سرهنگی و بقیه راه می افتند و تاریخ شفاهی جنگ و اسارت و این ها را راه می اندازند  و بعد این کم کم نضج گرفته و رشد می کند تا به حدی که ما الآن می توانیم بگوییم که چه بسا کتاب شما نیز از برخی جهت ها از همین جریان ریشه می گیرد. منظورم این است که حتی قبل از آن جریان هم چه بسا ادبیات تاریخ شفاهی جنگ با یکی دو کار بوده ولی ادبیاتی که من منظورم است به واسطه آن توسعه ای که این کار پیدا می کند، شکل می گیرد.

از این جهت نیز باید بگویم کتاب روایت پیشرفت، خیلی داریم.

پس چرا آنقدری که باید به چشم نمی آید؟

خود حسینیه هنر و انتشارات «راه یار» به نظرم حدود ۲۰ الی ۲۵ کتابِ روایت پیشرفت دارد. انتشارات «الگونگار» پیشرفت نیز شاید ۱۵ تا ۲۰ کتاب داشته باشد.

باز هم با ۴۰ تا کتاب نمی شود آن را با جریان تاریخ شفاهی جنگ مقایسه اش کرد. آنجا صحبت هزاران عنوان کتاب است. کل حرف من سر همین نوظهور بودن این نوع ادبیات است.

بله، ادبیات نوظهوری در انقلاب اسلامی است. در گفت و گوی مختصری که با آیت الله میرباقری داشتیم، ایشان نظرش این بود که ادبیات پیشرفت انقلاب اسلامی هنوز شکل نگرفته است.

من در واقع همین را می خواستم بگویم که حالا شما از زبان آیت الله میرباقری گفتید.

ولی به نظرم دارد شکل می گیرد.

بله، قطعاً دارد شکل می گیرد و به نظرم ریل گذاری جوایزی مثل جایزه جلال نیز از این حیث بجا و درست است که توجه بیشتری به آثار این حوزه دارند.

البته جایزه ادبی جلال، از اسمش مشخص است که یک جایزه ادبیات است یعنی اگر شما بهترین کتاب در حوزه پیشرفت را نیز از حیث محتوا بنویسید، دلیلی برای دادن جایزه ادبی نمی شود. شما می دانید که کتاب ما، قصه کارخانه الکتروموتورسازی «جمکو» در جوین است. این کارخانه مهم تر است به نظرتان یا پژوهشکده رویان؟ از حیث اهمیت این دو قابل مقایسه نیستند. مشخص است که رویان مهم تر است. حتی کتابی مثل «تندتر از عقربه ها حرکت کن» با اختلاف از لحاظ محتوایی قوی تر از «عملیات احیا» است ولی بحث اینجاست که محتوا یک ساحت است و ادبیات و فرم و داستان نویسی و بحث های فرمی یک ساحت دیگر است. آنچه جایزه جلال به آن جایزه می دهد، خیلی محتوا محور نیست، بلکه فرم محور است. حالا شاید در این بین دو سه کاری که فرم خوبی داشته، آن کاری که پیشرفت است یعنی عملیات احیا را به واسطه نوع نگاهش به پیشرفت انتخاب کردند. می خواستم بگویم ماموریت جایزه جلال اصلاً این چیزی که گفتید نیست.

حالا شاید کلام من یک بدفهمی ایجاد کرد. منظورم ریل گذاری فرمایشی و این ها نبود. حالا از این بحث که بگذریم، باز برمی گردم به صحبتی که آقای میرباقری با شما کرده بودند. اگر ما ادبیات پیشرفت داشتیم، الآن باید آثار برجسته سینمایی نیز می داشتیم.

در سینما هم دارد پایش باز می شود.

در فیلم «منصور» که روایت مقطعی از زندگی شهید ستاری بود ما سویه هایی از همین ماجرای پیشرفت مثلاً بحث های هواپیمایی یا ساخت خودرو را دیدیم. این ها همه سر جای خودش نویدبخش است ولی شما تا وقتی تولید ادبیات نکرده باشید، سینما نیز دستش خالی خواهد بود.

همین کتاب «عملیات احیا» نیز دو فیلمنامه شده است. حالا نمی دانم چقدر به تولید می رسد ولی خبر دارم که دو جا دارند روی فیلمنامه اش کار می کنند. یک سریال نیز این شب ها در مورد کرونا به اسم «بیست کویید» دارند پخش می کنند که می شود گفت نگاهش، نگاه روایتِ پیشرفتی است اگرچه خیلی ضعیف است. بنابراین این جریان نوپاست، محصولاتش خیلی کم است اما وجود دارد.

ما هر جا که ناظر بر ادبیات پیشرفت بخواهیم بحث کنیم و تنیدگی این موضوع و اتفاقات ناظر بر آن را با فضای افکار عمومی بسنجیم، بالطبع همه اش به این برمی گردد که ادبیات این حوزه نوپاست، سال ها از آن غفلت شده و تازه مثلاً جریان نویسندگان جوانِ تربیت شده نسل سوم و چهارم انقلاب، خودشان دست به قلم شده اند تا روایتش کنند. همه این ها خوب است ولی در همین ماجرای قرار دادن ماهواره ای که اخیراً در مدار ۷۵۰ کیلومتری  انجام شد و کار بزرگی هم بود، ما شاهد هستیم که هنوز در فضای افکار عمومی نتوانسته ایم افتخار به این توانستن را بر ادبیات «ما نمی توانیم» یا به تعبیر بهتر «چه ضرورتی دارد که بتوانیم» مسلط کنیم. شاید یک مرحله پیش از این هم باشد و آن این است که ما درک عظمت و بزرگی انجام چنین پروژه ای را در ساحت افکار عمومی نمی بینیم.

حرف زیاد است ولی آن جوابی که شما دنبالش هستید در این سوال نیست.

منظورتان سویه محرمانه است؟

نه، نقدهایی وجود دارد که نمی خواهیم واردش شویم.

اینجا این تلقی برای من به وجود می آید که چه بسا خودِ آن مسئولان نمی خواهند ماجرا روایت شود.

همین است.

سنگ اندازی می کنند یعنی؟

نه بحث سنگ اندازی نیست، بلکه بلد نیستند. من به سازمانی رفتم که طرف مسئول سازمان هم بود ولی می گفت که از اینجا به اصطلاح ما چیزی در نمی آید. من به طرف اصرار می کنم که من می فهمم چه چیزی در می آید و چه چیزی نه..

در حوزه ادبیات یعنی؟ منظورش این است که چیز جذابی در نمی آید؟

آره. می خواهم بگویم که یک تعداد از افرادی که آن بالا نشسته اند، ابداً فهم رسانه ای ندارند.

این نقد که خیلی هم بجاست و به نظرم خوب است که در رسانه این گلایه ها مطرح شود.

فکر می کنند که «ادبیات پیشرفت» روابط عمومیِ سازمان است.

بولتن و کاتالوگ و این هاست در واقع.

این ته تصور برخی از ادبیات است. به من پیشنهاد شد که بیا و برای یکی از سازمان هایی که به شدت خوب و قوی است کار کن. با مدیرش که صحبت می کنم، می گوید به جای اینکه بیایی و از فلان بنویسی، فلان موضوع را بنویس. بعد من می فهمم که همه هم و غم این فرد این است که من بیایم و برای او کتاب بنویسم و نه برای آن محصول و صنعت. در واقع روابط عمومی این فرد بشوم. بعد که دید من به این درخواستش بی اعتنا هستم و اصرار به روایت آن محصول داریم، گفت که به شما زنگ می زنیم. الآن چند مدتی است که گذشته ولی خبری هم دیگر از ایشان نیست. خب اینجا کافی بود که من بگویم با فلان مبلغ این کتابی را که شما می خواهید فلان روز رونمایی کنید می نویسم.

خلاصه بخواهم بگویم، ادبیات پیشرفت یک قیچی دو لبه است که یک لبه آن نویسنده است و لبه دیگرش، راوی و مسئولینی هستند که می توانند روایت کنند یا جاده را برای روایت باز کنند. صنعت هسته ای ما روایت ندارد. صنعت فضایی ما روایت ندارد. در حوزه حکمرانی خیلی از خودکفایی گندم، در آن زمانی که اتفاق افتاد، روایت ندارد. خودِ همین «جمکو» را تا قبل از اینکه کاری برایش انجام بدهیم، روایت نداشت. به هر حال دارد کارهای خوبی در حوزه روایت می شود نمونه اش همین کمیک موشن هایی است که تحت عنوان «قصه های پیشرفت» در زمان نسبتاً خوبی یعنی قبل از خبر ساعت ۲ پخش می شود که مقام معظم رهبری نیز به آن ها اشاره کردند. نمونه دیگرش فیلم و سریال هایی همچون «منصور» و کتاب هایی هستند که فکر می کنم حدود ۶۰-۷۰ عنوان تاکنون در حوزه ادبیات پیشرفت نگارش شده اند. اگر سخت گیرانه نگاه کنیم شاید عناوین در این حوزه، حدود هزار عنوان کتاب هم چه بسا بشود ولی با آن نگاه سختگیرانه ای که خود من از روایت پیشرفت دارم، ما شاید ۱۰۰ کتاب روایت پیشرفت داشته باشیم. در حوزه فیلم کوتاه و مستند هم همینطور است و همین امسال در جشنواره عمار، مستندهایی بودند که با نگاه پیشرفت و امیدآفرینی ساخته شدند. در حوزه خبر نیز می بینید که یکی از برنامه ها همین شده است که اخبار پیشرفت و دانش بنیان را ضریب بدهند. از این ها قبلاً خبری نبود ولی الآن همه کنار هم قرار گرفته تا حوزه ادبیات پیشرفت بالا برود.

 انتهای پیام 



منبع