نامهی سرگشادهی ده انجمن فرهنگی ایران به رئیسجمهور و وزیر خارجه، نقدی صریح و مستند بر اظهارات اخیر رئیسجمهور ترکیه نسبت به نوروز و تبریز داشت. این اظهارات، از منظر نویسندگان نامه، الگویی آشکار از تلاش برای «انحصارطلبی فرهنگی» در میان حاکمان منطقه دانسته شده است. بررسی تاریخی، حقوقی و دیپلماتیک این ماجرا نشان میدهد که نوروز، این جشن هزارساله و نماد وحدت فرهنگی ایرانیان، نهتنها متعلق به یک قوم یا دولت خاص نیست، بلکه در ذخیرهی ارزشهای تمدنی چندهزارساله ایران جایگاه ماندگاری دارد و تحریف آن نمیتواند بدون پاسخی علمی و راهبردی باشد.
نوروز؛ شناسنامه تمدن ایرانی، نه انتخابی منطقهای است، نوروز، با قدمت بیش از ۳۰۰۰ سال، نه فقط آیینی ملی بلکه بیانگر باورهای طبیعتگرایانه، مهرورزی و زندگیمحور تمدن زرتشتی، ایرانی و میانرودانی بوده است. نوروزگاهها، جشنهای بهاری با ریشه فرهنگی مشترک اقوام ایرانی، نه ربطی به دوره عثمانی داشتهاند و نه بخشی ناشی از تاریخ ترکیه هستند.
دکتر سعید نفیسی، استاد تاریخ دانشگاه تهران، در پژوهشی مینویسد: «نوروز آمیختهای از باور به تجدید حیات در طبیعت و نوعدوستی فرهنگی است و هیچ سند تاریخی وجود ندارد که آن را به امپراتوری عثمانی یا ملت ترک نسبت دهد.»
بنابراین، تخصیص «مالکیت معنوی» این جشن به ترکیه، نه فقط نادرست، که خلاف تعریف علمی مفاهیم فرهنگی و میراثی است.
سکوت راهبردی یا بیتفاوتی فرهنگی؟
تحلیل محتوای واکنش رسمی دولت، نشان میدهد که تا امروز، پاسخی متفاوت از چند نطق دیپلماتیک معمولی از سوی دولت ایران مطرح نشده. خبرنگاران دیپلماتیک معتقدند که سکوت وزارت خارجه، بیشتر از سر احتیاط سیاسی، باعث شده برخی نهادهای مردمی حسی از بیپاسخماندن داشته باشند.
در نامهی ده انجمن فرهنگی، این سکوت بیواکنش تعبیر شده و تأکید شده است که بیتفاوتی تا حدی است که در فضای عمومی و رسانهای، تحریف نوروز رنگ رسمی گرفته است.
قوانین داخلی و ضوابط یونسکو؛ نوروز تحت حمایت است
بر اساس قانون ثبت ملی میراث معنوی ملی (۱۳۹۰)، هرگونه تحریف یا مصادره یک جشن فرهنگی متصل به گذشته تاریخی ایران، باید با واکنش دستگاه فرهنگی روبهرو شود. همچنین یونسکو از سال ۲۰۱۰ نوروز را بهعنوان میراث معنوی جهانی شناخت و در پرونده ثبت جهانی آن، تصریح شده که این جشن «محصول تأثیرپذیری مستقیم فرهنگ ایران با تمدن پهنه وسیع آسیای مرکزی است».
بنابراین، دولت ایران هم در داخل موظف به پاسداری از میراث فرهنگی و هم در عرصه بینالمللی، موظف به دفاع دیپلماتیک گسترده است.
چرا امروز، خطر جدی است؟
سه اصل باعث حساسیت بیشتر در این ماجرا شده است:
۱. قابلیت ایجاد پیشزمینههای انحصاری برای سلب هویت فرهنگی از کشور ـ این مسئله در آینده میتواند به کاهش مشارکت بینالمللی یا طنز انتخاباتی تعبیر شود.
۲. بازتاب در رسانهها و افکار عمومی ـ تحلیلگران معتقدند اگر تحریف پاسخ مناسبی پیدا نکند، فضای رسانهای منطقه به نفع ترکیه خواهد شد.
۳. ضرورت سنجش اجتماعی ـ مطالعههایی در مرکز مطالعات فرهنگی انجامشده نشان میدهد ۸۵٪ مردم ایران نوروز را «میراث بیرقیب ملی» میدانند؛ تحریف آن میتواند منجر به بیاعتمادی تاریخی شود.
در متن نامه سرگشاده، پنج اقدام راهبردی پیشنهاد شده است:
• واکنش رسمی و قابلپیگیری از سوی دولت و وزارت خارجه با اتکا به سندهای فرهنگی.
• اصلاح پرونده جهانی نوروز با تاکید بر هویت ایرانی و حذف هرگونه برچسب قومیتی.
• پشتیبانی از مطالعات بیطرفانه تاریخی، اتنولوژیک و فرهنگی توسط دولت و دانشگاهها.
• دعوت از نهادهای فرهنگی مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی و سازمان فرهنگ و ارتباطات برای بازتاب نگرانی.
• استفاده از ابزارهای رسانهای و عمومی برای آگاهیبخشی و سیاستورزی نرم.
چه باید کرد؟
همین امروز، دیگر زمان «واکنش نرمافزاری» نیست؛ بلکه زمان «واکنش ساختارمند و پاسخگفتاری قدرتمند» فرا رسیده است.
اگر نوروز را “شناسنامه تمدنی” بدانیم، واگذاری حتی بخش کوچکی از آن به روایتهای غیر ایرانی، به معنی از دست دادن میراثی است که هویت ما را تعریف کرده است.
حرف نهایی نمایندگان جامعه فرهنگی ایران این است: نوروز ایرانی است، بیقید و شرط. و تنها با شناخت تاریخی، دفاع فعالانه و مشارکت ملی میتوان آن را برای آیندگان مهیّا نگه داشت./ انتهای پیام
- نویسنده : شاهین دریمانی
- منبع خبر : گزارش اختصاصی شاهین دریمانی،فعال رسانه













Friday, 30 January , 2026