یادداشت امید ملک زاده حقوقدان پژوهشگر و،فعال سیاسی اصولگرا( دبیر کل حزب ملی امیر کبیر)
جنگ ویرانگر در نوار غزه که بار دیگر جهان را در آستانه یک فاجعه انسانی بزرگ قرار داده، نه تنها یک بحران منطقهای، بلکه یک آزمون جدی برای دیپلماسی قدرتهای مؤثر است. جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یکی از بازیگران کلیدی محور مقاومت، نقشی دوگانه و پیچیده در این بحران ایفا میکند.
از یک سو، ایران با حمایت لجستیک و سیاسی از گروههایی مانند حماس، به طور مستقیم در معادله امنیتی رژیم صهیونیستی تأثیرگذار است. تهران همواره بر حق مقاومت فلسطین در برابر اشغالگری تأکید کرده و خواستار توقف بیقید و شرط حملات به غزه شده است. این موضع، ایران را به عنوان مدافع رسمی حقوق فلسطین در سطح بینالمللی معرفی میکند و نفوذ آن در جهان عرب و اسلام را افزایش میدهد.
با این حال، این نقش با چالشهای عمدهای نیز روبرو است. اولاً، دشمنی عمیق ایران با اسرائیل و ایالات متحده، فضای چندانی برای دیپلماسی مستقیم و میانجیگری سازنده باقی نمیگذارد. غرب، ایران را بخشی از مشکل میداند، نه راهحل. ثانیاً، رقابت ایران با قدرتهای عربی مانند عربستان سعودی و مصر که روابطی (هرچند سرد) با اسرائیل دارند، امکان ایجاد یک جبهه متحد عربی برای آتشبس را کاهش میدهد.
فرصت پیش روی ایران، استفاده از نفوذ خود بر گروههای مقاومت برای قبول و پایبندی به یک آتشبس پایدار است. اگر تهران بتواند در قبال دریافت امتیازات دیپلماتیک (مانند کاهش تحریمها) تضمین کند که حماس به یک آتشبس طولانیمدت پایبند خواهد ماند، میتواند خود را به عنوان یک بازیگر در هر راهحل آینده مطرح کند. اما اگر تنها بر تقویت توان نظامی متحدانش تمرکز کند، ممکن است به طولانیتر شدن جنگ و عمیقتر شدن فاجعه انسانی دامن بزند.
در نهایت، نقش ایران در پایان جنگ غزه منوط به یک محاسبه دقیق بین ایدئولوژی انقلابی و منافع ملی عملی است. توانایی تهران برای تبدیل شدن از یک حامی نظامی به یک واسطه صلح، تعیینکننده خواهد بود. بدون در نظر گرفتن نقش ایران، هرگونه تلاش برای صلح پایدار در غزه ناقص خواهد بود./پایان پیام
- منبع خبر : روابط عمومی حزب ملی امیر کبیر












Wednesday, 28 January , 2026