امید ملک‌زاده، دبیرکل حزب ملی امیرکبیر، در یادداشتی با واکاوی سخن رهبر انقلاب مبنی بر «ذاتی» بودن اختلاف ایران و آمریکا، استدلال کرد که این تقابل ریشه در تضاد گفتمان «استکبارستیزی» تهران با گفتمان «هژمونی» واشنگتن دارد و هرگونه تعامل، تنها می‌تواند به «تنش‌زدایی موقت» بینجامد، نه «عادی‌سازی پایدار».

یادداشت-امید ملک زاده، حقوقدان پژوهشگر وفعال سیاسی (دبیرکل حزب ملی امیر کبیر)
سخن رهبر انقلاب، تحلیلی واقع‌بینانه از روابط ایران و آمریکا ارائه می‌دهد. این سخن به این معناست که تا زمانی که ماهیت نظام جمهوری اسلامی بر پایه استکبارستیزی و ماهیت سیاست خارجی آمریکا بر پایه سلطه‌گری باقی است، هرگونه بهبود رابطه در بهترین حالت، به صورت “تنش‌زدایی موقت” و “مدیریت بحران” خواهد بود، نه “عادی‌سازی پایدار”. بنابراین، راهبرد کلان جمهوری اسلامی نه بر اساس انتظار برای تغییر ماهیت آمریکا، بلکه بر اساس “تقویت قدرت ملی” و “عبور از تهدیدها با تکیه بر توان داخلی و اتحاد با متحدان” استوار شده است. این تحلیل، چارچوبی است برای درک این که چرا دیپلماسی سنتی گاهی در حل این تقابل ناتوان بوده و چرا هرگونه تعامل، نیازمند درنظرگیری این عمق استراتژیک است.

 دبیر کل حزب  ملی امیر کبیر:در تحلیل فرمایش رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر اینکه “اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا یک اختلاف تاکتیکی نیست، یک اختلاف ذاتی است”، می‌توان به عمق یک نظریه پردازی استراتژیک در روابط بین الملل پی برد. این سخن، کلیدی اساسی برای درک بیش از چهار دهه تقابل میان دو کشور است. در تحلیل این گزاره می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

 ۱. تعریف “اختلاف ذاتی” در برابر “اختلاف تاکتیکی”

 اختلاف تاکتیکی به معنای عدم توافق بر سر روش‌ها، ابزارها یا چگونگی مدیریت یک موضوع خاص است. این نوع اختلاف معمولاً در چارچوب یک هدف مشترک رخ می‌دهد و با مذاکره و مصالحه قابل حل است. به عنوان مثال، اختلاف دو متحد بر سر میزان مالیات می‌تواند تاکتیکی باشد.

اختلاف ذاتی اما ریشه در هسته‌ی هویت، ایدئولوژی و ارزش‌های بنیادین دارد. این نوع اختلاف بر سر “ماهیت” نظام سیاسی، “جهان‌بینی” و “غایت‌شناسی” است و نه روش‌ها. در چنین مواردی، طرفین نه تنها در “چگونگی” بلکه در “چرایی” و “چه باید کرد”های بنیادین با یکدیگر در تضاد هستند.

 ۲. ریشه‌های اختلاف ذاتی: تقابل دو گفتمان

 گفتمان جمهوری اسلامی بر پایه‌ی “استکبارستیزی”، “استقلال تمام‌عیار”، “نفی سلطه‌پذیری” و “ایجاد تمدن نوین اسلامی” بنا شده است. در این گفتمان، آمریکا نماد “نظام سلطه” و “استکبار جهانی” است که در تقابل ذاتی با آرمان‌های مستضعفان و ملت‌های آزاده قرار دارد.

 گفتمان آمریکا نیز بر پایه‌ی “رهبری جهانی”، “صیانت از منافع ملی تعریف‌شده در چارچوب لیبرال دموکراسی” و “ایجاد نظم بین‌المللی مبتنی بر هژمونی خود” استوار است. از دید واشنگتن، جمهوری اسلامی به عنوان یک قدرت انقلابی و معترض به این نظم، یک “دولت یاغی” است که ثبات منطقه‌ای و منافع آن را به چالش می‌کشد.

 ۳. تجلّیات عینی اختلاف ذاتی

   این اختلاف در موضوعات مختلفی خود را نشان داده است:

 مسئله فلسطین: برای ایران، مسئله فلسطین یک “امالفساد” و نماد مبارزه با صهیونیسم به عنوان جلودار استکبار است. برای آمریکا، اسرائیل متحد استراتژیک و بخشی جدایی‌ناپذیر از منافع امنیتی آن در خاورمیانه است.

سبک زندگی و ارزش‌ها: جمهوری اسلامی بر هویت دینی و ارزش‌های اسلامی-انقلابی تأکید دارد، در حالی که آمریکا نماینده و مروج فرهنگ سکولار لیبرال در سطح جهانی است.

 نظم منطقه‌ای: ایران خواهان نظم منطقه‌ای چندقطبی با نقش آفرینی قدرت‌های محلی است، اما آمریکا در پی حفظ هژمونی خود و متحدان سنتی‌اش مانند عربستان سعودی و اسرائیل است.

 ۴. چرا این اختلاف، تاکتیکی نیست؟

 تغییر دولتها تغییری در ماهیت ایجاد نکرده است: چه در دوران دولت‌های به اصطلاح “اصلاح‌طلب” و چه “محافظه‌کار” در ایران، و چه در دوران دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان در آمریکا، خط مشی اصلی تقابل تغییری نکرده است. این ثبات، نشان از ذاتی بودن اختلاف دارد.

شکست مذاکرات در حل ریشه‌ای بحران: مذاکرات مختلف (از الجزایر تا برجام) نشان داده که حتی در صورت حصول توافق بر سر یک موضوع خاص (مانند هسته‌ای)، به دلیل عدم اعتماد ناشی از اختلاف ذاتی، این توافق‌ها شکننده بوده و به زودی از بین رفته‌اند.

گفتمان ثابت در بیانیه‌ها و اسناد بالادستی: در قانون اساسی ایران، استکبارستیزی به عنوان یک اصل مطرح شده و در اسناد استراتژیک آمریکا نیز، ایران به عنوان یک “تهدید” consistently معرفی شده است/پایان پیام

  • منبع خبر : روابط عمومی حزب ملی امیر کبیر